مهمونی دخترم
عزیزم از وقتی به دنیا اومدی انقدر درگیر مشکلاتت بودیم و مامانی دست تنها اذیت میشد که برات مهمونی نگرفتیم و تصمیمیم گرفتیم یه کم که از آب و گل درومدی واست مهمونی بگیریم واسه همین اوایل دو ماهگیت بود که بابا فرشید واست سالن گرفت و یه مهمونی خوب برات گرفتیم اینم عروسک من تو مهمونیش ...






