من و دخترم

من و دخترم

خاظرات مامان و یک فرشته کوچولو

کودکانه هایت را مینگارم پانیسای من هم معنی اسمت زلال مثل آب ....به پاکی نامت همیشه پاک بمان

[ چهارشنبه 17 تير 1394 ] [ 13:33 ] [ مامان پانیسا ] [موضوع : ] [ ]
پانیسا و طبیعت بهاری

دختر عاشق طبیعت من

 

 

 

 

 

 

پانیسای عاشق خاک بازی و آب بازی طبیعت گردی با یه چوب دستی

 

[ شنبه 29 خرداد 1395 ] [ 1:22 ] [ مامان پانیسا ] [موضوع : دو تا سه سالگی] [ ]
از پوشک گرفتن پانی در سن 3 سال و 1 ماهگی

بالاخره بعد از کلی تلاش و کلی غصه و خوردن و کلی غصه خوردن بالاخره موفق به از پوشک گرفتن شما شدم گر چه همچنان به سختی همکاری میکنی  و هنوز وابستگی به چوشک داری اما شکر خدا قدم بزرگ بداشته شد

روزای اول صبح تا ظهر بدون پوشک بودی و هر یکساعت یکبار با کلی داد و هوار میرفتی دستشویی

بعد از یک هفته کلا بدون پوشک بودی به جز خواب ظهر و خواب شب و باز هم هر یکساعت یکبار

بعد از سه هفته بدون پوشک به جز خواب شبانه و هر دو ساعت یکبار دسشویی

البته بماند که به جز یکی دو بار اصلا خراب کاری نکردی و همیشه بدون پوشک تمیزی دختر گلم

خدا رو شکر که این مرحله هم گرچه دیر اما بالاخره پشت سر گداشتیم

 

 

 


 

[ شنبه 29 خرداد 1395 ] [ 0:42 ] [ مامان پانیسا ] [موضوع : دو تا سه سالگی] [ ]
سفر یک روزه به کرمانشاه
[ شنبه 29 خرداد 1395 ] [ 0:33 ] [ مامان پانیسا ] [موضوع : سفرنامه ها, دو تا سه سالگی] [ ]
سفر به تهران

25 فروردین  امسال تهران یه عروسی دعوت بودیم و برای همین رفتیم تهران و حدود دو هفته هم موندیم خونه دایی جونا

 

 

اینبار چون شما بزرگتر و خانم تر شده بودی کلی پارک و مرکز خرید بردیمت و خیلی بهت خوش گذشت

 

پارک ژوراسیک

 

 

 

 

پارک ژوراسیک خیلی جای جالبی بود یه پارک با حیوانات ماقبل تاریخ در اندازه های واقعی و صدا و حرکت واقعی

 

 

شهربازی مرکز خرید کوروش

 

 

 

 

[ چهارشنبه 19 خرداد 1395 ] [ 19:45 ] [ مامان پانیسا ] [موضوع : سفرنامه ها, دو تا سه سالگی] [ ]
پانی و طراحی صورت

اینم عکسای عشق مامان که جدیدا به طراحی صورت علاقه مند شده

 

 

 

[ چهارشنبه 19 خرداد 1395 ] [ 19:38 ] [ مامان پانیسا ] [موضوع : دو تا سه سالگی] [ ]
عید 95

امسال عید شکر خدا برعکس  دو سال پیش به خیر و خوشی تموم شد

طبق روال هر سال داییها اومدن و ما شب عید دوباره برات تولد گرفتیم و اینبار با دو تا کیک خوشگل

باز هم کلی کادو گرفتی و حسابی کیف کردی

 

 

 

 

 13 به در

 

موزه تاریخ طبیعی

 

 

 

[ دوشنبه 23 فروردين 1395 ] [ 13:16 ] [ مامان پانیسا ] [موضوع : دو تا سه سالگی, تولدها] [ ]
تولد سه سالگی

feest024.gif

بلاخره روز تولدت رسید عشق مامان سه سال گذشت در کنار هم و لحظه لحظه شادی و غمها رو در کنار هم تجربه کردیم ... امیدوارم تولد 100 سالگیتو جشن بگیریم گل مامان

 

 

امسال تولدت رو 30 بهمن جشن گرفتیم که مامان بتونه به همه کاراش برسه و دوستامون هم بتونن بیان ..خلاصه این که مامان از دو ماه قبل مشغول تدارکات بود تا یه جشن به یادموندنی واست بگیره و واقعا هم جشن خیلی خوبی شد و به خودت که کلی خوش گذشت جون چند تا از دو ستاتم بودن و کلی با اونا شادی کردی

 

تم تولد امسال توت فرنگی کوچولو بود و مامانم مطابق رنگ تم تولدت که سبز و قرمز بود مینی کاپ کیک و کوکی و شکلات درست کرد و کلی عم مورد استقبال مهمونا قرار گرفت

 

 

 

 

کندی بار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و اما عکسای پانیسا جون

 

 

 

 

 

و اما شام تولد که شامل. سالاد الویه - سالاد ماکارونی - یوفکاپ مرغ - اسنک گوشت - سالاد کلم - تیرامیسو و ژله رنگین کمان بود

 

 

 

جعبه کادو ساخت بابایی که توش یه نیم ست طلا برای عسل خانم بود

 

[ چهارشنبه 5 اسفند 1394 ] [ 12:56 ] [ مامان پانیسا ] [موضوع : دو تا سه سالگی, تولدها] [ ]
35 ماهگی عسل خانم و تدارکات تولد

تو این ماه کلی مهمونی داشتیم و کل خانواده بابایی و البته دایی جون اینا تو چند شب مهمونمون بودن و البته بماند که شما چقدر هدیه هم گرفتی....

امسال قراره تولدت رو 30 بهمن بگیریم چون ایام فاطمیه داره شروع میشه و مامانی میخواد دوستاشم دعوت کنه.....خلاصه این که توی این ماه مامانی کلی درگیر خریدای تولد و انتخاب تم و درست کردن انواع شیزینیها و آزمون وخطا بود چون تصمیم داره امسال بترکونه فقط امیدوارم همه چیز همونظوری که میخام پیش بر ه

تم تولد امسالت هم دختر توت فرنگی انتخاب کردیم چون شما کلی با دیدن کارتونش عاشق شخصیت تو کارتون شدی

 

 

 

 

 

[ چهارشنبه 28 بهمن 1394 ] [ 0:43 ] [ مامان پانیسا ] [موضوع : دو تا سه سالگی] [ ]
34 ماهگی و سفر به جنوب

امسال اول زمستون مثل پارسال بازم هوس جنوب کردیم ولی با تفاوت این که تنها نرفتیم و کلی هسفر داشتیم ...مامان جون و دایی و زن دایی و خونواده خاله مرضی.....سفر امسالمون 4 روز ظول کشید و مشیر سفر از خرم آباد شروع شد بعد از اونم اهواز و شوش و مقصد آخرم گناوه....البته بین مسیر به اصرار مامانی رفتیم زیگورات چغازنبیل که واقعا دیدنی بود....تو فصل پاییز و زمستون هوای جنوب واقعا عالیه و علاوه بر خرید تو گناوه رفتیم بندر دیلم کنار دریا و به اصرار شما دو تایی دو بار هم اسب سواری کردیم....خلاصه این که سفر خیلی یخلی خوبی بود و بهمون حسابی خوش گذشت

 

 

 

 

 

[ چهارشنبه 28 بهمن 1394 ] [ 0:28 ] [ مامان پانیسا ] [موضوع : سفرنامه ها, دو تا سه سالگی] [ ]
شب یلدا 94

شب یلدا 94 هم رسید و شما دختر نازنینم روز به روز داری بزرگتر میشی و در کنار هم مناسبرتها رو جشن میگیریم

عزیزم امسال شب یلدا رفتیم خونه مامان بابایی چون عموها هم اونجا بودن ...... چون سارینا هم اونجا بود کلا بهت خوش گذشت هم کلی خوراکی خوردی و هم کلی رقصیدی

 

 

 

[ چهارشنبه 28 بهمن 1394 ] [ 0:16 ] [ مامان پانیسا ] [موضوع : دو تا سه سالگی, جشن ها] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد